المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

691

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

7 - آيه دلالت دارد بر اينكه « مهر تعيين شده به مجرّد عقد به تملّك زن در مىآيد ، زيرا مهر در آيه با صفت فريضه » يعنى واجب شده آمده است . پس اگر تمامش واجب نبود على الاطلاق فريضه ، به آن گفته نمىشد . 8 - چنان گفتيم « بالمعروف » ؛ يعنى : به آن‌چه كه عقلا و جوانمردان از احوال زوج مىدانند و توصيف كلمهء « متاعا » به صفن « حقّا ، دلالت بر وجوب آن دارد . و نيز در آيه به اين دليل از ازدواج به عنوان « المحصنين » نام برده شده است كه آنها به خودشان به سبب تسريع در امتثال امر خداوند ، احسان و نيكوكارى مىنمايند و يا به اين دليل كه براى جبران سريع اندوه طلاق ، احسان مىكنند كه اين تشويق ازدواج براى اعطاى هديه مىباشد . * * * [ 307 ] آيه چهارم : « وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ « 1 » » ؛ « و اگر زنان را پيش از آنكه با آنان تماسّ بگيريد ( و آميزش جنسى نماييد ) طلاق دهيد ، در حالى كه مهرى براى آنان تعيين كرده‌ايد ، ( لازم است ) نصف آنچه را كه تعيين كرده‌ايد ( به آنها بدهيد ) ، مگر اينكه آنها ( حقّ خود را ) ببخشند يا ( در صورتى كه ولىّ آنها صغير و سفيه باشند . يعنى آن كس كه گره ازدواج به دست اوست ، آن را ببخشد و گذشت كردن شما ( و بخشيدن تمام مهر به آنها ) به پرهيزكارى نزديك‌تر است و گذشت و نيكوكارى را در ميان خود فراموش نكنيد كه خداوند به آنچه انجام مىدهيد ، بيناست » . « نصف » ؛ يعنى : « آنچه واجب است » ، نصف مهر معيّن مىباشد » . و الف و لام در « النكاح » ، الف و لام عهد ضمنى است . و « بعفون » جمع فعل معتل است كه در لفظ مذكّر و مؤنّث آن يكى مىباشد ، امّا آنچه در اينجاست ، اينكه فعل مؤنّث مبنى است . بعد از بيان اين مطالب مىگوييم اين آيه بر چند حكم دلالت مىكند . 1 - مهر در صورت طلاق ( قبل از دخول ) نصف مىشود . 2 - اگر زنان مهر خود را ببخشند ، بر شوهرانشان چيزى واجب نمىشود . مراد از « عفو » در اينجا نيز يا « هبه » است ، در صورتى كه مهر ، عين خارجى باشد ، و يا « إبراء ذمّه » است ، در صورتى كه مهر ، دين باشد .

--> ( 1 ) . سورهء مباركهء بقره ، آيهء 237 .